تبلیغات
دریافت كد لوگو وبلاگ فرهنگی و قرانی صعود - علم دینی و غیر دینی ندارد!! نظریه "علم دینی" آیت الله جوادی آملی

با سلام 
نظریه آیت الله جوادی رو اینجا با چند ابهام میخوام مطرح کنم

نظریه آیت الله جوادی آملی "علم دینی"-----------------------------
اصل نظریه رو از لینک زیر میتونید دانلود کنید 


تحلیلی بر "علم دینی"-----------------------------

نظریه آیت الله جوادی آملی درباره علم دینی جذابیت­های ظاهری زیادی دارد. خلاصه نظریه ایشان آن است که: آنچه علمی است، دینی هم هست یا اگر چیزی علمی باشد، دینی هم هست. این جلوه جذاب نظریه ایشان است... 


 اما در نظر آیت الله جوادی آملی چه چیزهایی علم هستند؟ از آن­جا که ایشان علم را کشف واقع می­دانند در نتیجه حصول علم تنها در علوم ضروری از جمله بخش­هایی از فلسفه و ریاضیات امکان­پذیر است. اما علوم تجربی که برپایه محسوسات، مجربات و حدسیات استوار شده­اند مطابق نظر آیت الله جوادی آملی علم نیستند، پس علوم تجربی اصولا علم نیستند که بخواهند دینی باشند.

البته آیت الله جوادی آملی اطمینان عقلائی را هم برای دینی شدن یک باور کافی می­دانند، اما هیچ مشخص نکرده­اند که محسوسات، مجربات و حدسیات تحت چه شرایطی اطمینان عقلائی به همراه خواهند داشت و در نتیجه دینی هستند؟

آیت الله جوادی آملی تا این­جا که محسوسات، مجربات و حدسیات یقین منطقی به همراه ندارند، با فلاسفه علم مابعد اثبات­گرا همراه هستند. اما ایشان به اجمال اشاره می­کنند که حصول یقین در محسوسات و مجربات محال نیست. این حرفی است که تفاوت اساسی با فلاسفه علم مابعد اثبات­گرا دارد و اگر قرار است فلسفه اسلامی در حوزه معرفت شناسی، حرفی برای زدن در عرصه جهانی داشته باشد، یکی از زمینه­هایش همین است که مشخص کند محسوسات، مجربات و احیانا حدسیات در چه مواقعی یقین منطقی به همراه خواهند داشت؟  

ابهام دیگر نظریه ایشان این است که خوب مطابق نظریه ایشان می­پذیریم که علوم ریاضی به احکام ضروری الصدق دست می­یابد و واقعا می­توان آنها را علم نامید. "دو ضرب در دو می­شود چهار"گزاره­ای ضروری الصدق است و مطابق نظریه آیت الله جوادی آملی می­توان گفت که این گزاره دینی است. اما دینی بودن «دو ضرب در دو مساوی چهار» به چه معناست؟ به این معناست که شارع چنین گفته است؟ شارع چنین اراده کرده است؟ من در باور به این گزاره نزد خداوند حجت دارم؟ باید آن را قبول داشته باشم و گرنه از جانب خداوند مورد سوال قرار می­گیرم؟ یا ...؟

ابهام دیگر نظریه ایشان آن­جاست که می­گویند علم دینی علمی است که مبتنی بر فلسفه علم دینی شکل گیرد و فلسفه علم دینی بر فلسفه مطلق دینی استوار می­شود. به عبارت دیگر ایشان معتقدند که فلسفه در مسیر توسعه خودش به دینی و غیر دینی تبدیل می­شود. ابهامی که در این زمینه وجود دارد این است که آیا فلسفه با حفظ قواعد و اصول خود می­تواند غیر دینی شود؟ فلسفه اگر تنها از اولیات و منطق قیاسی استفاده کند، صدق ضروری اولیات، از طریق قیاس به صدق ضروری نتایج سرایت خواهد کرد و در نتایج چنین تفلسفی دینی خواهد بود. اما آیا امکان دارد فلسفه بر همین اسلوب حرکت کند و به این نتیجه برسد که خدایی نیست؟


تحلیل از : سید محمد تقی موحد ابطحی

http://smtmabtahi.blogfa.com/post-172.aspx


موضوع :  عمومی ،----- « بخش قران کریم » ----- ،-- مقالات قرانی ،-- مصاحبه قرانی ،

نوشته شده توسط : سما  روز سه شنبه 7 آبان 1392 در ساعت 04:06 ب.ظ  | نظرات()